تبليغاتX
GILNEVESHT

GILNEVESHT

پگاه و ملوان ماندنی شدند

 

استان گیلان که فصل 86-87 را با دو نماینده در لیک برتر آغاز کرده بود امید دارد تا فصل بعد را نیز با دو نماینده آغاز کند . دیروز و در آخرین روز رقابتهای لیگ برتر دو تیم ملوان و پگاه توانستند با کسب امتیاز لازم بقای خود را در لیگ حتمی کنند .


 

 تیم ملوان بندر انزلی که امسال شروع بسیارخوب مطلوبی داشت و در پایان نیم فصل اول جز تیم بالای جدول بود ، در نیم فصل دوم با یک برد بدترین نتیجه ی ممکن را برای خود رقم زد تا چشم به روزهای پایانی لیگ داشته باشد . و سرانجام در واپسین روزهای لیگ با یک برد و یک تساوی امیدهای مردم فوتبالی انزلی را زنده کرد . در این بین نقش بازیکنان جوان و آتـیه دار ملوان را نباید نادیده گرفت که با وجود امکانات بسیار کم ، دستمزدهای ناچیز و بدنسازی نامطلوب و زمین بازی نامساعد توانستند تیم را در لیگ برتر حفظ کنند.


 

تیم پگاه گیلان اما شروع خوبی نداشت؛ این تیم که با روحیه ای مضاعف ناشی از برد کلیه ی رقبا در لیگ دسته ی یک و مرحله یپلی آف آن بود پا به لیگ برتر نهاد و امید داشت تا با کمک دروازه بانش ساشا ایلیچ خوش بدرخشد ولی معلوم شد که حتی این قدرت را ندارد تا در زمین خود حریفان را شکست دهد و همین مسئله بود که باعث شد تا محمد جهانپور مربی دوست داشتنی و با شخصیت این تیم از سمت خود برکنار شود و جای خود را به نادر دست نشان بدهد . او تیم را در وضعیتی بد و با 6 امتیاز تحویل گرفت و تیم را با 38 امتیاز در لیگ نگه داشت . از جمله ی موفقیت های این مربی شکست نماینده ایران در جام باشگاههای آسیا ( سایپا ) در بازی رفت و برگشت و همچنین شکست استقلال با نتیجه ی چهار بر یک در ورزشگاه آزادی تهران است که البته با تلاش بازیکنان و حمایت مدیران این تیم بدست آمد .


 

اما چیزی که در این میان قابل توجه است نداشتن یک زمین استاندارد در استان گیلان است . مشکلی که امسال ملوان با ان دست به گریبان بود و حتی روزی که ورزشگاه سردار جنگل هم افتتاح شد با این مشکل روبرو بود. این امر امسال که چندمین دوره لیگ برتر در حال برگزاری بود بیشتر نمایان بود . امیدوارم حالا که هر دو تیم در لیگ برتر باقی مانده اند مسئولین فکری به حال زمین استاندارد بکنند . فوتبال گیلان در گذشته و حال بازیکنان بزرگی به جامعه ی فوتبال ایران معرفی کرده است ، غفور جهانی – جام جهانی هیچ گاه از خاطره ی مردم پاک نخواهد شد . سیروس در زمانی کاپیتان تیم ملی بود که اکثر بازیکنان ان از استقلال و پرسپولیس بودند و همین الان بسیاری از بازیکنان گیلان در سایر تیم های لیگ توپ می زنند . بازیکنانی مثل غلامین ، غلامی ، حسینی ، نوری ، شیرزاد ، میرطرقی ، اشجاری و ... . به امید بهبود و ترقی فوتبال گیلان .


 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط gile pesar در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:27 | + |


آزادی


آزادی ، پرنده نیــه ،

- تا

میله دورون ، بوچوخه !

آزادی

بال زِئنـَه .

آزادی

عیـسـا مانستان ، مِئخکوب بِه

اما پراگیـره

پرواز ،آیــه

نیـمیـره

اگـه ، بال نـَزَنـَه

آزادی نیه

کله گبــه !

علی اکبر مرادیان گروسی


نوشته شده توسط gile pesar در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:13 | + |


به یاد سیروس

هجده فروردین هر سال یادآور حادثه تلخ تصادف اسطوره گیلانی فوتبال ایران شادروان سیروس قایقران است . در این روز مردم از گوشه و کنار گیلان بر سر مزار او حاضر شده و یاد و خاطره اش را گرامی میدارند. آنچه در ادامه آمده تنها یادی کوچک از مرد بزرگ و با اخلاق ورزش ایران است .

 

نام و نام خانوادگی : سیروس قایقران نصرالهی

تاریخ تولد : 1/11/1340 –بندر انزلی – محله کلویر

باشگاههای دوران بازیگری :ملوان و استقلال انزلی ، الاتحاد قطر و کشاورز تهران

مربیان وی در گیلان : بهمن صالح نیا ، احمد صومی ، غفور جهانی ، مجید جهانپور ، نصرت ایراندوست ...

مربیان وی در تیم ملی : پرویز دهداری ، مهدی مناجاتی ، علی پروین ، ناصر ابراهیمی ، بهمن صالح نیا ، رضا وطنخواه  ...

تعداد بازی های ملی ( رسمی ) : 43 مسابقه

کاپیتانی در تیم ملی :21 بازی

گل زده برای تیم ملی : 14 گل

اولین بازی تیم ملی : 30 دی ماه سال 1363 مقابل یو گسلاوی

آخرین بازی ملی : 26 فروردین سال 1372 مقابل بوسنی

اولین کاپیتانی در تیم ملی :11 آذر سال 1367 مقابل قطر

مربیگری در تیم : کشاورز و مسعود هرمزگان

افتخارات دوران بازیگری : قهرمانی با ملوان در جام حذفی کشور ، مقام دوم لیگ قدس با منتخب گیلان ، قهرمانی با استقلال انزلی در جام حذفی گیلان ، مقام سومی در جام ملتهای آسیا در سال 1988 ، قهرمانی بازیهای آسیایی پکن در سال 1999 .

افتخارات دوران مربیگری : کسب عنوان سوم لیگ کشور با تیم کشاورز تهران

زیباترین گل زده برای تیم ملی : به تیم دینامودرسدن آلمان شرقی در سال 1364

حساس ترین گل زده برای تیم ملی : به تیم ملی کره جنوبی 1990

وفات : 18 فروردین 1377 جاده رشت - قزوین

آرامگاه : کلویر بندرانزلی

 

مزار شادروان قایقران و فرزندش

 

 زنده یاد سیروس قایقران در اول بهمن ماه 1340 در محله کلویر بندر انزلی پا به عرصه هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها در آمد. وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهرهای اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصر به فردش ملوان را به رتبه قهرمانی باشگاههای گیلان رساند. وی در سالهای 57 تا 63 افتخارات زیادی را برای ملوان و گیلان به ارمغان آورد مانند دو گلی که وارد دروازه پرسپولیس کرد و یا گل زیبایی که وارد دروازه تیم منتخب مازندران نمود.

در این دوران وی به عنوان یک بازیکن استثنایی  با ویژگیهای اخلاقی عالی و منش پهلوانی در میان عموم مردم محبوب گردید. وی آنقدر متواضع و افتاده بود که همه افراد به او علاقمند بودند . لبخندهای صمیمی اش هیچگاه از لبان او دور نمی شد و قلبش مانند دریا پاک و بی آلایش بود.

سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 66 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که شادروان دهداری بازوبند پرافتخار کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست. در سال 67 در جام ملتهای آسیا در قطر ، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 69 تیم ایران را با گلهای زیبایش پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی پکن رساند.  سیروس در آن دوران نه تنها در ایران بلکه در آسیا و اروپا هم به عنوان یک بازیکن استثنایی مطرح گردید و با وجود داشتن پیشنهاد از تیمهای آلمانی به الاتحاد قطر پیوست. سیروس در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد و بعد از مدتی بازی در قطر ، مجددا به تیم اول خود ملوان پیوست و این تیم را قهرمان جام حذفی و راهی مسابقات آسیایی کرد.

سیروس در سال 72 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد. وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد .

در سالهای 76 و 77 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 77  که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانواده اش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند، همسر و برادر همسرش در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون خاور تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید. روحشان شاد و قرین رحمت باد.

 

 

 برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط gile pesar در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 12:23 | + |


نامویـــی

نـامویی
تو دانستی کی می دیل
تی چوم برایه نامویـی
صـدتا خانقـاه میـانــی
دست بدُعـایه نامـویی
نامویی می بیقراریه بیدینی
گـرم ارسـو مـیشینـه
جه اینتظاری بیدینی،
نامویی گرمه کوُنی
غُربت سرد مره تو،
دانستـی ای بی وفـا
کی بی پنایم نامویی.

نیامدی 
تو میدانستی که دلم
چشم براه توست نیامدی
در میان صد تا خانقاه
دست بدعُاست نیامدی،
نیامدی تا بیقراریم را ببینی
اشک گرم لحظه های انتظارم را ببینی،
نیامدی گرم کُنی
غرُبت سردم را،
تو میدانستی ای بی وفا
کی بی پناهم نیامدی.

ساسان ورتوان


نوشته شده توسط gile pesar در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 20:38 | + |